آرزو نامه
شهریور ۲۶م, ۱۳۸۸اگه بخوام به قلم خودم، دربارهی خودم بگم! یه دختر خردادی هستم، خرداد پر از حادثه! جسته گریخته یه فعالیتهایی میکنم! اینجارو انتخاب کردم که بنویسم! از هر موضوعی! خیلی قبلتر وبلاگی داشتم که توش از عقایدم، اتفاقات روزمره و دنیای آیتی مینوشتم! اونجا گفتم که :”من مینویسم، یا تو رو مجاب میکنم، یا تو منُ مجاب میکنی!” اینجا میگم، من مینویسم، لزومی نداره تو منُ مجاب کنی! این طرز فکر منه!!! تو اگر دوست داری مجاب شو. انتقاد همرا با لحن گفتار و نوشتارِ درست، عاری از هرگونه توهینُ میپذیرم! اما قول نمیدم عمل کنم. همیشه این جمله رو میگم:” عاشق حیوونا هستم، چون وحشیترینشون پاک و معصومند“.
دوست ندارم کسی رو ناراحت کنم، تو اگه از دست من ناراحت شدی، بگو! باهم گفتمان میکنیم! شاید به یه نتیجه مثبت رسیدیم!!!
اینجا اگر انگشت اشارهم نشونت گرفت، نیا جنگ روانی راه بنداز! حتما یه کاری کردی که اینجوری شده!!! وگرنه من بیمار نیستم که بخوام کسی رو نشونه برم. پس مواظب طرز برخوردت باش …
شاید برپایی این وبلاگ عاملی باشه برای نوشتن مستمر! و اینکه دیگه مثل وبلاگای قبلی حذف نشن!!!شاید …
