اول خطی که با مهر نوشته شد
شهریور ۳۱م, ۱۳۸۸روزی نوشتمُ هیچ بازخوردی به دستم نرسید. اون روزا اکثراً برای دلِ خودم مینوشتم. بعد کمکم به نوشتن تحت وب علاقهمند شدم. روزایی رسید که نظرات بقیه در بهتر نوشتنم کمک کرد. بعد کمکم نوشتن و درست نوشتن برام مهم شد. نمیدونم چقدر الان موفق بودم یا نبودم؟! مهم اینِ که اینکار جزو علاقهمندیام شد. گاهی فک میکنم نوشتن جزیی از وجودم شده. حتی این چند وقتی که وبلاگی نداشتم، باز هم مینوشتم، اما برای خودم.
وقتی که آخرین وبلاگمُ حذف کردم (برخلاف میلم، اما با یه دلیل درست) تصمیم گرفتم وبلاگی نداشته باشم تا زمانی که مطمئن بشم که مستمر بنویسم و حذف کردنی تو کار نباشه. (یعنی الان مطمئنم؟)
امروز دوباره شروع کردم به نوشتن، اما با نگاهی متفاوت از اونچه که اون زمان مینوشتم.
.
اینجا فعلا خیلی سادهتر از اونچیزی شد که تو فکرمِ بود… مهم این بود که سر قولم باشم برای اول مهر. یا بهتر میشه یا بدتر … فعلا که سرگرم این شدم … ترجیحاً تصمیم گرفتم هیچچیزیُ از گذشته به اینجا نیارم … پس این میشه اولین …
پینوشت:
• رونوشت به کسی که منُ با وبلاگم قبول داره! اینم از قولم :دی …
• فعالیتم تو شبکههای اجتماعی کم شده! باید بگم که شدیداً تو ترکم!!! باید نحوه درست استفاده کردنُ یاد میگرفتم …
• نیست …
