درهم برهم‌های آرزو
direction: rtl;
هرآنچه که بتوان نوشت …

وی

شهریور ۱۱م, ۱۳۸۹

جایی این لینک رو دیدم، که نوشته بود:” سلامتی سازنده کیبورد که i و u رو پیش هم گذاشت”…

تو این فکر بودم که i و u رُ کنار هم گذاشته اما با W E  چند کلید فاصله داره …

تفاوت فرهنگ‌لغات

شهریور ۹م, ۱۳۸۹

سکوتِ من نشانه‌ی فریادِ اعتراض من بود، دریغ که آن‌ها فکر کردند نشانه‌ی رضاست …

آدم

مرداد ۱۷م, ۱۳۸۹

انسان خیانت کردُ آدم شد! این است آغاز قصه‌ی زمین …

موقعیت

مرداد ۱۳م, ۱۳۸۹

قرار نیست همیشه زندگی چرخش سیب توی هوا باشه! بلاخره یه زمانی موقعیتش ثابت میشه …

نگاهِ دیگر

مرداد ۱۱م, ۱۳۸۹

و زمانی که خاطره‌ها، زمان را به رُخت می‌کشند …

آدمای بی‌نشون

مرداد ۷م, ۱۳۸۹

شهرت! نمی‌دونم خوب هست یا نه؟! اما می‌دونم جنبه می‌خواد که به جرات می‌تونم بگم که ۹۰% ما نداریمش!

… [ویرایش کردم! نه به دلیلی که تو ذهنِ هر کسی میاد! به خاطر اینکه از خیلی چیزا بیزارم] …

“چه خبر از اون، چه خبر ازون آدمای بی‌نشون، که نیمه‌ی شب‌ها واسه دلشون، توی کوچه‌های شهر می‌خوندن” …

چراغ روشن

مرداد ۴م, ۱۳۸۹

حالا درسته خیلی قبولش دارم، اما  “هرجا چراغی روشنه”  لزوماً  “از ترس تنها بودن”  نیست …

بی‌همگان

تیر ۲۹م, ۱۳۸۹

می‌دانی رفیق!

“بی‌همگان به سر شود”

نگذار این روزها حتی “بی‌تو” به سر شود …

مسیر

تیر ۲۸م, ۱۳۸۹

می‌دانی رفیق! سال‌هاست که رفتنُ گم شدن میان جمعیت را انتخاب کرده‌ام! اما راه را نمی‌دانم …

سیب …

تیر ۱۷م, ۱۳۸۹

قسم دادی سیبی از درخت نچینم …

من فقط یک سیب از روی زمین برداشتم …

پس من به عهدم وفادارم …

نوشته های پیشین » 
طراحی شده توسط میلاد سلطانی,
به قدرت وردپرس فارسی
اشتراک خوراک مطالب این وبلاگ